نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 7 اردیبهشت 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
توحید افعالی [عمومی , ]
خلاصه
1- فلاسفه پیشین براى اثبات توحید در خالقیت و ربوبیت به این صورت استدلال كردهاند كه خداى متعال علت بىواسطه براى نخستین معلول و علت باواسطه براى سایر مخلوقات است و علت باواسطه هم علت بشمار مىرود پس خداى متعال آفریدگار همه جهان مىباشد كه بعضى را بىواسطه و بعضى را باواسطه آفریده است .
2- دلیل دوم این است كه هیچ علتى بجز خداى متعال استقلال در وجود و ایجاد ندارد پس خالقیتحقیقى و استقلالى مخصوص اوست .
3- دلیل سوم این است كه نظام این جهان كه شامل پدیدههاى بىشمار گذشته و حال و آینده مىشود نظام واحد همبستهاى است و اگر جهان داراى چند آفریدگار مىبود نظامهاى متعدد و مستقلى مىداشت و مخلوقات یكى از خدایان نیازى به خداى دیگر و آفریدگار او نمىداشت .
4- ربوبیت و تدبیر آفریدگان از روابط آنها با یكدیگر انتزاع مىشود و مصداقى منحاز از وجود آنها ندارد از این روى با اثبات توحید در خالقیت توحید در ربوبیت و تدبیر جهان هم ثابت مىشود .
5- اشاعره رابطه علیت بین مخلوقات را انكار كرده همگى آنها را بىواسطه مستند به خداى متعال انگاشتهاند و معتزله نوعى استقلال براى سایر فاعلها بویژه فاعلهاى اختیارى قائل شدهاند و استناد افعال اختیارى انسان به خداى متعال را نفى كردهاند .
6- فلاسفه پیشین استناد پدیدهها و از جمله افعال اختیارى انسان را به خداى متعال بعنوان عله العلل اثبات مىكردهاند .
7- با توجه به تعلقى بودن وجود معلول توحید افعالى تبیین روشنتر و صحیحترى مىیابد و افعال اختیارى انسان هم از این نظر مستند به خداى متعال خواهند بود كه افاضه وجود و تاثیر استقلالى مخصوص اوست .
8- بیاناتى كه در كتاب و سنت مبنى بر استناد همه پدیدهها و از جمله افعال اختیارى انسان به اذن و مشیت و اراده و تقدیر و قضاى الهى وارد شده ناظر به مراحل مختلفى است كه عقل براى استناد پدیدهها به خداى متعال در نظر مىگیرد و در عین حال مىتوان آنها را تعلیم مرحله به مرحله براى توحید افعالى تلقى كرد .
9- شبهه قائلین به تفویض این است كه هر فعل اختیارى مستند به اراده فاعل واحدى است و اگر افعال انسان مستند به اراده الهى باشد نمىتوان آنها را مستند به اراده انسان دانست و لازمهاش جبر باطل و غیر قابل قبول است .
10- پاسخ این است كه استناد یك فعل به دو اراده در صورتى محال است كه تاثیر ارادهها در عرض هم فرض شود اما با توجه به اینكه انسان مانند دیگر مخلوقات استقلالى در وجود و شؤون وجودش ندارد افعال مستند به اراده او هم در مرتبه بالاترى مستند به اراده الهى مىباشد.
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 6 بهمن 1384 و ساعت 08:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[کلام ساده ولی پر معنا , ]
چیزی ارزشمندتر از همین امروز نیست "گوته"
انسان همان است كه خود باور می كند "چخوف"
عموما اشخاصی كه زیاد می دانند كم حرف می زنند و كسانی كه كم می دانند پرحرف هستند.
شرافتمندی و نفع پرستی در یك جا جمع نمی شود. " ژرژ هربرت
عشق چیزی نیست كه احساس كنید، كاری است انجام دادنی " دیوید ویلكرسن"
اگر میخواهی محل اعتماد باشی، راستگو و درستكار باش."كانت"
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 1 دی 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[چگونه مثبت بیندیشم , ]
شمع ها به آرامی می سوختند . فضا به قدری آرام بود كه می توانستی صحبتهای آن ها را بشنوی.
اولی گفت: من صلح هستم. با وجود این هیچ كس نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد. من معتقدم كه از بین می روم .
سپس شعله اش به سرعت كم شد و از بین رفت.
دومی گفت: من ایمان هستم با این وجود، من هم ناچارا مدت زیادی روشن نمی مانم بنابراین معلوم نیست كه چه مدت روشن باشم.
وقتی صحبتش تمام شد، نسیم ملایمی بر آن ویزد و شعله اش را خاموش كرد.
شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم وآنقدر قدرت ندارم كه روشن بمانم . مردم مرا كنار می گذارند و اهمیت مرا درك نمی كنند. آنها حتی عشق ورزیدن به نزدیك ترین كسانشان را هم فراموش می كند.
و كمی بعد او هم خاموش شد.
ناگهان....
پسری وارد اتاق شد و شمع های خاموش را دید و فت : چرا خاموش شده اید؟ قرار بود كه شما تاابد روشن بمانیدو با گفتن این جمله شروع كرد به گریه كردن.
سپس شمع چهارم گفت: نترس تا زمانی كه من روشن هستم می توانیم شمع های دیگر را دوباره روشن كنیم. من امید هستم.
كودك با چشم های درخشان، شمع امید را برداشت و شمع های دیگر را روشن كرد.
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 1 دی 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
سقوط هواپیما [عمومی , ]
اینم عکس از سقوط هواپیما و اجساد قربانیان
http://www.prfco.com/new/915airplane.htm
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 21 آذر 1384 و ساعت 04:12 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 21 آذر 1384 و ساعت 04:12 ق.ظ
()
نظر
چگونه فردی هستید [عمومی , ]
جذابیت چیزی است جدای از زیبایی. یک نفر می تواند چهره زیبایی نداشته باشد ولی فوق العاده جذاب باشد و همچنین می تواند بسیار زیبا باشد ولی جذاب نباشد. حتما می دانید که کدام یک از این دوحالت دوست داشتنی تر هستند . جذابیت و گیرایی یک ویژه گی اکتسابی است و ما آگاهانه یا نا آگاهانه آن را کسب می کنیم.
چگونه می توان جذاب بود:
1.ظاهری آراسته داشته باشید.
مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما ناخود آگاه شما را جذاب می کند. بعضی ها بر اساس تصوری نادرست برای جذاب شدن به تکاپو می افتند و به شکل های عجیب و غریبی لباس می پوشند که این مساله از جذابیت آنها می کاهد.
2.بیشتر سکوت کنید.
غالبا افراد فکر می کنند برای اینکه جذاب تر شوند، باید بیشتر شلوغ کنند. سکوت یک تاثیر ذهنی و روانی می گذارد. در سکوت فرد در پیرامون خود خلا ایجاد می کند و هر خلایی جذب را سبب می شود.آنها که بیشتر صحبت می کنند از جذابیت خود می کاهند؛ولی سکوت و گوش دادن بیشتر، شما را عاقل تر و باتجربه تر معرفی می کند.البته سکوتی که از اعتماد به نفس سرچشمه بگیرد.
3.نرم و ملایم سخن بگویید .
وقتی نرم و ملایم سخن می گویید جذاب و محبوب می شوید.جذابیت به تقلا و تکاپو نیاز ندارد، بلکه به آرامش و ملایمت نیاز دارد. آدم های عصبی و خشن غیر قابل اعتمادند و جذابیتی ندارند.
4.فرد محترمی باشید.
بی احترامی به خود و دیگران و بی ادبی در کلام و رفتار از جذابیت شما می کاهد. افراد مودب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از دروشان موج می زند.
5.زیاد شوخی نکنید اما فراوان تبسم کنید.
شوخی کردن فراوان از انرژی ذهنی وجذابیت شما می کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزها را از بین می برد، به تکاپوی فراوان شما می انجامد و صحبت بسیار به دنبال دارد و چه بسا که به بی احترامی به خود و دیگران منجر شود. متبسم باشید زیرا تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می بخشد. در تبسم، سنگینی متانت و جذابیت وجود دارد، ولی در خنده و شوخی فراوان سبکی.
6.قاطعیت یعنی جذابیت.
کسانی که هدف های مشخص و ارزش های معینی دارند بی استثنا جذابند. کسانی که قدرت "نه" گفتن دارند و بازیچه این و آن نمی شوند، جذابند. شخصیت هایی جذاب و تائثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند.
7.امیال و غرایز خود را کنترل کنید.
کسانی که بر امیال و غرایز خود تسلط بیشتری دارند، از جذابیت معنوی بیشتری برخوردارند. آنها که مدام در پی ارضای امیال خود به سر می برند، نمی توانند خود را کنترل کنند و خصوصا به نگاه و زبان خود تسلط ندارند، این افراد جذابیتی ندارند. بر امیال خود مسلط باشید نگویید دیگران چه می دانند که من تا چه اندازه بر خود مسلط هستم. کاهش انرژی ذهنی و جذابیت درونی و روانی شما به هر حال خود را به شکلی نشان می دهد که از جانب دیگران کاملا درک می شود
نوشته شده توسط هادی در شنبه 19 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
درجه سعادت اشخاص به میل خود آنها بستگی دارد [چگونه مثبت بیندیشم , ]
روزی شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می كرد . عده ای را دید كه در حیاط مدرسه به شدت مشغول مطالعه هستند . دانش آموزان مدرسه گرد شیوانا جمع شدند و به او گفتند كه چند روز بعد امتحان دارند و مشغول مرور درس ها هستند . بعضی از دانش آموزان از شیوانا روش حدس زدن سوالات را پرسیدند و شیوانا تبسمی كرد و پاسخ داد : " فكر كنید استاد در هر درس قصد داشت كدام نكته اساسی را به شما بیاموزد. ابتدا آن نكته را كشف كنید و به آن مسلط شوید و آن گاه آن نكته را به بخش های كوچك تر تقسیم كنید و سعی كنید آن بخش ها را یاد بگیرید . اما نكته مهم این است كه ابتدا مفهوم اصلی را كشف و درك كنید ! "
سپس شیوانا از مدرسه خارج شد و به راه خود ادامه داد. در چند صد متری مدرسه زیر سایه درختی یك از شاگردان مدرسه را دید كه غمگین و افسرده زانوی غم در آغوش گرفته و با تكه چوبی روی زمین نقاشی می كند. شیوانا كنار دانش آموز غمگین نشست و از او دلیل افسردگی اش را جویا شد. دانش آموز پاسخ داد : " استاد، من در امتحان رد میشوم و به همین دلیل غمگین هستم !"
شیوانا با حیرت پرسید:" اما امتحان كه چند روز دیگر است!؟ تو چگونه میگویی رد میشوی؟"
دانش آموز پاسخ داد : " از ابتدای دوره من سر كلاس ها درست و مرتب و با حواس جمع حاضر نشده ام و طبیعی است كه در امتحان موفق نخواهم شد! اگر بخواهم درس ها را مطالعه كنم وقت كافی نخواهم ."
شیوانا لحظه ای سكوت كرد و آن گاه دستی به شانه های دانش آموز غمگین زد و گفت : " تو كه از سرعت مطالعه خود در عمل خبر نداری ! چگونه اینقدر با اطمینان از وقت نداشتن حرف می زنی ؟ هر انسانی در مدت زمان مشخصی كه گمان می كند وقت دارد كارهای زندگی اش را به انجام می رساند . اگر گمان كنی برای انجام یك كار یك هفته وقت داری آن كار را به اندازه یك هفته كش می دهی و اگر به تو بگویند كه ساعتی بیش فرصت نداری ، آن قدر از زواید غیر ضروری كار می زنی كه آن را در زمان یك ساعت به پایان برسانی . مهم این است كه هرگز اجازه ندهی پیشداوری های ذهنی تو را از خودت مایوس كنند و نسبت به توانمندی های وجودت به تردید اندازند . فقط با عمل كردن و اقدام نمودن است كه می توانی به قابلیت های واقعی خود پی ببری و به همین دلیل هرگز به هیچ فردی حتی ذهن خودت ، اجازه مده كه قبل از مبارزه تو را شكست خورده اعلام كند . زندگی شطرنج نیست كه چند حركت مانده به حالت مات به طور منطقی بتوانی شكست خود را نتیجه بگیری ! زندگی بازی جادویی است كه در هر لحظه آن هر اتفاقی می تواند رخ دهد . الان كه چند روز به امتحان مانده تو كلّی فرصت داری ، اما حتی اگر فقط چند دقیقه به امتحان باقیمانده بود باز هم باید با تمام قوا تلاش می كردی تا از این فرصت چند دقیقه ای بهترین بهره را ببری . من اگر به جای تو بودم همین الان مصمم و مطمئن به سراغ اولین كسی كه به درس ها مسلط است می رفتم و آنچه را كه در طی ماه ها استاد با حوصله آموزش داده بود به طور خلاصه و اجمالی یك جا دریافت می كردم . "
شیوانا این جملات را گفت و راه خود را گرفت و رفت . نقل می كنند كه آن دانش آموز افسرده در آزمون بیشترین امتیاز را كسب كرد .
نوشته شده توسط هادی در شنبه 19 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
گامهای رهایی ازاحساس عزت نفس پایین برای موفقیت روز افزون [راه های کسب موفقیت , ]
درگذشته وحتی در عصر حاضر ، تقریباً در همه جا ، موفقیت به معنای در درجه اول قرارگرفتن است . به عبارت دیگر ، مافوق بودن و یا داشتن چیزی برتر از دیگران ، معمولاً موفقیت به معنای دانشمندتر ، ثروتمندتر،نیرومندتر، داشتن بهترین موقعیت اجتماعی بهترین شهرت و بیشترین ثروت و جذابیت است .اما پدیده بزرگ انسان دوستی رایج امروزی ، به ما ثابت كرده است كه : برندگان واقعی كسانی هستند كه خصوصیت ویژه انسانی خود را قبول دارند . و كاملاً مسئولیت آنرا به عهده می گیرند . بازندگان واقعی كسانی هستند كه آزاد نیستند تا آن چیزی باشند كه از بدو تولد بر ذّمه آنان است . به این معنا كه خویشتن خویش باشند .آنان به كلی منكرتمامی «من » خود می شوند . آنان با اصل و هسته مركزی من خود قطع رابطه كرده اند. ممكن است كه ظاهراً بنابر تمام مقیاس های بیرونی كه قبلاً یاد شده موفق باشند ولی بدون شك آنان شكست خوردگان در زندگی و در عشق اند .آنان شادی و نیروی حاصله از درستكاری وصداقت نسبت به خود را نپذیرفته اند. بنابراین به اعتقاد روانشناسان اشخاص موفق كسانی هستند كه حقیقتا خود خودشانند و باطناً آزادند و وارسته . واشخاص ناموفق و شكست خورده به اعتقاد روانشناسان كسانی هستند كه حقیقتاً منكر خویشتن خویش هستند و شادی و نیروی حاصله از درستكاری و صداقت نسبت به خود را نپذیرفته اند .
حال برای آنكه از احساس عزت نفس پایین كه مانع از موفقیت در زندگی است رهایی یابید و تحولی بزرگ در زندگی خویش ایجاد كنید و از عزت نفس بالایی برخورددار گردید ،به بیان روشهایی برای افزایش عزت نفس در سه مرحله یا سه گام می پردازیم :
گام اول : عدم ارزیابی خود با دیگران:
هرگز خود را با دیگران ارزیابی نكنید چرا كه هر چقدر هم شما بخواهید ، ارزیابی شما منطقی نیست . هر چیز قابل تصوری راجع به خود كه بتواند مورد ارزیابی قرار گیرد خود آدمی نامیده می شود. خصوصیات شما می تواند به دهها هزار شیوه مورد ارزیابی قرار گیرد. برای مثال دیگران می توانند شما را به خصوصیات و ویژگیهای خاصی ارزشیابی نمایند كه می تواند در زمینه های مختلف مثلاً هوش ، ظاهر و توانایی های شما باشد. كه این ارزیابی را می توانند با كلمات « خوب » و یا « بد » انجام دهند .
اصول عدم ارزیابی با دیگران
* ارزیابی منطقی از خود :
به دلایل زیرنمی توانیم ارزیابی منطقی ازخودمان بكنیم :
- ما نمی توانیم خود یا افراد دیگر را با یك مشخصه به طور منطقی مورد قضاوت قرار دهیم.
- در خیلی از مواقع انتقادها بر اساس تعصبات است .
- خصوصیات انسانی بی همتا و تقریباً بی انتهاست .
- میزان دقیقی برای اینكه چه كسی خوب و یا بد است . وجود ندارد و كسی نمی تواند ادعا كند كه می تواندخصوصیات خوب ویا بدرا به طور كاملی تشخیص دهد.
* احساس ضعف وكاستی های بشر:
واقعیت آن است كه ما انسانها دارای ضعف هایی هستیم . به همین دلیل به سادگی نمی توانیم آنچه را كه دوست داریم ، انجام دهیم .مثلاً تعدادی از ما قوی هستیم،تعدادی درموسیقی مهارت داریم،عده ای آشپز ماهری هستیم و… به هرحال اكثریت افراد نمی توانند در بیش از یك یا دو كار برجستگی و تبحر بسیار بالایی پیدا كنند .احساس شما در دستیابی به اهدافتان بسیار مهم است . بنابراین با اندكی تغییر احساس و نوعی دیگر مسئله را بررسی كردن ، متوجه تغییر در افكار خویش و به دنبال آن در رفتار خود خواهید شد. و به اهداف منطقی خود خواهید رسید .
* بی اطلاعی :
فقدان اطلاعات كافی نیز می تواند عامل موثر برای موفقیت پایین باشد.اگر می خواهید خود را برای اشتباهات ببخشید،بی اطلاعی دلیل كاملاًقانع كننده ای است به هر صورت ، سرزنش خود، عملی كاملاً مسخره است . البته اگر مایلید كه خود را سرزنش كنید و این كار را درست می دانید ، خوب بكنید . اما به نظر روانشناسان هرگز برای بد انجام دادن كاری كه هیچگاه بهتر انجام دادنش را یاد نگرفته اید. بی ارزش تصور كردن خودتان معنایی نداردوقابل تصور نیست .
* آشفتگی :
آشفتگی خاطر و وضعیت زندگی خیلی از مواقع مانع از موفقیت می شود. اصولاَ وقتی افراد بیشتر از خودشان متنفر می شوند ، خطاهای بیشتری را انجام می دهند . چون نسبت به خود احساس بدی دارند و می خواهند خود را بیشتر تنبیه نمایند،لذا اعمال غلط دیگری رانیزمرتكب میشوند آیابه نظرشمابهترین روش این است كه دوباره نادرست رفتاركنید،اگرنظرتان این است،عجب راه حلی!
به نظر روانشناسان می تواند دلیل خوبی باشد و حتی معقول برای اینكه خودمان را در مقابل تقصیرهایی كه می كنیم ، ببخشیم ، اصولاً وقتی ما عصبانی ، افسرده ، ترسیده و یاحسدورزی می كنیم،به سادگی نمی توانیم آدمی با كفایت و با عملكردی مناسب باشیم پس بهتر است موقع مشكلات ، در رفع آن بكوشیم ، و با احساس گناه ناراحتی و اعمال خود تخریبی دیگر ، خودمان را در مشكلات بیشتری غوطه ور نسازیم .
* خودتان را بپذیرید:
خود پذیری بهترین راه حل است . بهترین كاری كه می توانید برای صفات خوب و بد خود انجام دهید ، این است كه اگر میتوانید آنها را تغییر دهید و یا اینكه در حال حاضر و یا برای همیشه آنها را بپذیرید . پس بهتر است از حالا خود و دیگران را همانطور كه هستند بپذیرید و هیچ گاه از خود و دیگران متنفر نباشید وعشق ورزی تان هم نسبت به خودتان و دیگران متعادل باشد.
گام دوم : اعتماد داشتن
تا می توانید اعتماد رفتارتان را در زمینه های مختلف مثل اعتماد دوستی ، اعتماد كاری ، اعتماد فرهنگی و… بالا برده و افزایش دهید برای این امر لازم است كه اصول انضباط رفتاری را نیز رعایت كنید كه این اصول عبارتنداز:
1- كار را به تأخیر نیندازید :
سعی كنید به نتایج بلند مدت و دیر پا نسبت به منافع كوتاه مدت توجه بیشتری نمائید . اگر همیشه مسّرت و خوشی فوری را بر لذّت به تأخیر افتاده ، مقدم دارید ، احتمال اینكه در پایان فردی مفلوك و بیچاره باشید .زیاد است این اصل از انضباط رفتاری از همه اصول دیگر مهمتر است و رعایت آن می تواند انجام بقیه اصول را آسانتر كند.
2- صبر داشته باشید و استمرار در كارها را پیشه كنید:
انجام و استمرار كارها برای مدت طولانی دومین تكنیك اساسی به سوی موفقیت است ریشه این مشكل بی صبری و ناشكیبایی است . یادگیری هر مهارتی ، مدت زمان زیادی را می طلبد و باید برای هر كاری كه انجام می دهید به اندازه ای كه نیازدارد ، زمان بگذارید.
3- گامهای كوچك و استوار امروز ، پایه گذار فردائی روشن :
كامل بودن هر كار ، بستگی به اندازه آن كار دارد . معمولاً كارهای كوچك در زمانی كم مطرح و به انجام می رسند و كارهای بزرگ در زمانی دراز . پس بهتر است كارها را به اندازه های مورد نیاز تجزیه و كوچك كنید ، تا از انجام ندادنش پرهیز نمائید زیرا تدریجی حركت كردن به سوی هدف باعث كاهش تدریجی اضطراب و پریشانی است و آن سبب موفقیت در كارها می شود.
4- از تجربیات گذشته درس بگیرید:
تجزیه و تحلیل و توضیح برخی از اعمال و نتیجه گیری آنها در كنار بررسی دقیق نقاط ضعف و قوت یك رفتار نیز در پیشرفت یك فرد نقش اساسی دارد . و خیلی از مواقع سبب موفقیت می شود.
5- پاداش و تنبیه :
در قبال كارهای درست به خود پاداش دهید و در قبال كارهای نادرست خود را جریمه كنید . برای اینكه همان اندازه كه تقدیر در انجام درست كار حائز اهمیت است ، مواخذه برای انجام نادرست كار نیز مهم است تحقیقات نشان داده كه خود تقدیری در قبال كارهای درست می تواند رفتار را نیرومند سازد ، گفتار منفی آنرا تضعیف می كند . و مانع از پیشرفت كارها می شود.
گام سوم-برانگیختن احترام دیگران نسبت به خود:
برای آنكه احترام دیگران را نسبت به خود برانگیزید ، باید قاطعیت داشته باشید . بدون مهارت قاطعیت تقریباً غیر ممكن است كه بتوانید احساسات مطمئن خود پذیری داشته باشید بنابراین یادگیری مهارت قاطعیت برای شما و هرفرد دیگری ضروری به نظر می رسد . كه عباتند از :
1- پرهیز از خشم :
اگر می خواهید كه در امر قاطعیت پیشرفت نمائید از عصبانی شدن و خشم پرهیز كنید . چون رفتار توأم با سیاست ، تمایل افراد را به تسلیم در مقابل شما افزایش می دهد بالعكس در صورت پرخاشگری و داد و فریاد ، حس كینه توزی را افزایش می دهید .
2- پرهیز از احساس گناه :
از احساس گناه و تقصیر به شدت بپرهیزید چون كه در احساس گناه فكر می كنید بی ارزش ،پست و افرادی بی خاصیت و دوست نداشتنی هستید ، چون ناشایست عمل كرده اید . احساس گناه می تواند سر منشاء بسیاری از مشكلات روانی و شخصیتی باشد كه در موارد وخیم تر منجر به خودكشی و افسردگی های شدید می شود بنابراین بهتر است از احساس گناه و تقصیر دوری كنیم .
3- پرهیز از دلسوزی زیاد:
از دلسوزی و ترحم بی مورد و زیاد برای دیگران بپرهیزید نكته مهمی كه مردم آنرا در نظر نمی گیرند، این است كه توجه به مردم لطف كردن نسبت به آنان و رفتار خوبی با آنها داشتن كار خوبی است كه همه بر روی آن تاكید دارند و دیگران را نسبت به این كار تشویق می كنند. اما توجه بیش از اندازه و غیر معقول مسئله دیگری است كه باید بررسی شود، و از آن جلوگیری به عمل آورد
4- نترسیدن از تایید نشدن:
از تأیید نشدن ترس نداشته باشید . شاید بدون اغراق باید گفت كه یكی از بزرگترین ترسهای رایج در میان عامه مردم، ترس از تأیید نشدن است همه ما می خواهیم كه مورد تأیید دیگران قرار بگیریم و آنها ما را بپذیرند ، كه البته امری مطلوب است . اما اینكه فكر كنید برای تأیید گرفتن از آنها باید هر كاری كه می خواهند انجام دهید و آنگونه كه می خواهند تفكر و رفتار كنید فكری نادرست و نقض كامل قاطعیت و استقلال است .
بنابراین با بكار بردن گامهای ذكر شده می توانید از احساس عزت نفس پایین رهایی یابید . و تحولی بزرگ در زندگی خویش ایجاد كنید و از عزت نفس بالایی ‹ سلامت روانی › برخوردار گردید پس با داشتن عزت نفس بالا می توانید بر اضطراب و افسردگی و ناراحتی های روحی خود غلبه كنید و به طور كلی دارای شخصیت سالم و موفقی باشید.
پیام بهداشتی :
زندگی شما،بازتاب كامل اعتقادات شماست . هنگامی كه عمیقترین باورهای خود را در بارة زندگی تغییر می دهید ، زندگی شما هم به همان ترتیب دستخوش تغییر می گردد
نوشته شده توسط هادی در شنبه 19 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[کلام ساده ولی پر معنا , ]
آرامش و خوشبختی در وجود ماست و بیهوده همه جا بدنبال ان می گردیم و از خویشتن غافلیم !
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 17 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[کلام ساده ولی پر معنا , ]
شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگرى خودتان را به خدا نزدیكتر كنید، چه معتقد باشید كه این خشمى بجاست و یا نه. رابطهى میان روح - كه شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییكه عشقى پاك وجود دارد، هیچ جایى براى هیچ نوع خشم وجود ندارد
نوشته شده توسط هادی در جمعه 11 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[کلام ساده ولی پر معنا , ]
قبل از اینكه بتوانید زندگیتان را ارتقاء دهید و مقیاسى براى شادى بیابید باید بیاموزید كه هر روز كارى را از روی عشق خالص انجام دهید. سپس، آن خدمتتان به دیگرى هر چه بود، آن را با تمام قلبتان انجام دهید.
باید بخشیدن( دادن) را بیاموزید، بدون اینكه حتى به پاداش بیاندیشید. یافتن گنجینههاى بهشت اینگونه است.
نوشته شده توسط هادی در جمعه 11 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[خدا » تنها دوست و شریک واقعی زندگی , ]
اگر مذهبی از شما انسان معنوی تری می سازد . پس آن مذهب برای شما مناسب است . سرنوشت نهایی شما به عنوان روح اینست که امروز در زندگیتان بهترینی شوید که می توانید باشید
نوشته شده توسط هادی در جمعه 11 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[خدا » تنها دوست و شریک واقعی زندگی , ]
اگر مذهبی از شما انسان معنوی تری می سازد . پس آن مذهب برای شما مناسب است . سرنوشت نهایی شما به عنوان روح اینست که امروز در زندگیتان بهترینی شوید که می توانید باشید
نوشته شده توسط هادی در جمعه 11 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
ارزش تیسم [کلام ساده ولی پر معنا , ]
نصیحت حکیمانه زیر را که از آلبرت هوبارد است بخوانید ولی بخاطر داشته باشید مطالعه آن نفعی به شما نخواهد رساند مگر اینکه آن را به کار ببندید :
" هر موقع از خانه خارج می شوبد ، چانه را فرو بکشید و سر را بالا نگاه بدارید و نفس عمیق بکشید و پرتوهای خورشید را به خود جذب نمایید و با تبسم دوستان و آشنایان را ملاقات نمایید و چون دست می دهید در آن روح بدمید ، از اینکه مورد سوء تفاهم قرار می گیرید وحشت نکنید و حتی یک دقیقه درباره دشمنان خود نیندیشید ، در ذهن خود این اندیشه را متمرکز کنید که چه میل دارید انجام دهید و سپس بدون اینکه جهت سیر را تغییر دهید مستقیماً به سمت مقصود پیش بتازید ، توجه خود را درباره کارهای درخشان و برجسته ای که میل دارید انجام بدهید متمرکز کنید و آنگاه در حینی که ایام می گذرد بطور ناخودآگاه متوجه خواهید شد که دارید از فرصتهایی که برای برآوردن آرزوهای شما لازم است استفاده می نمایید .
درست فکر کردن بمنزله خلق کردن است ، هر چیز با خواستن به دست می آید و اگر دعایی از ته قلب باشد بی جواب نخواهد ماند . ما هم چنان می شویم که تمایلات قلبی ما حکم می کند . چانه را فرو برید و سر را بالا نگاه بدارید ، زیرا ما خدایانی هستیم کوچک . "
متن زیر ارزش تبسم است از زبان فرانک ایرویک فلچر :
تبسم خرجی ندارد ولی چیزهای بسیاری را می آفریند .
تبسم بدون اینکه دهنده اش را فقیر کند گیرنده اش را ثروتمند می سازد .
تبسم یک لحظه بیشتر پایدار نیست ولی گاهی خاطره اش تا ابد باقی می ماند .
هیچکس آن قدر غنی نیست که بدون آن بتواند به سر برد و هیچ کس آن قدر فقیر نیست که از منافع آن برخوردار نشود .
تبسم در خانه خوشبختی ایجاد می کند و در تجارت حسن نیت ؛ زیرا تبسم نشانه دوستی و رفاقت است .
تبسم خستگی را بر طرف و افراد مأیوس را امیدوار می سازد .
تبسم اشعه آفتاب است برای افسردگان و بهترین پادزهر طبیعی است برای ناراحتی .
تبسم را نه می توان خرید و نه می توان گدایی کرد و نه می توان دزدید ، زیرا تبسم یک کالای زمینی نیست مگر وقتیکه عطا شود .
بنابراین اگر می خواهید مردم شما را دوست بدارند : تبسم کنید
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 10 آذر 1384 و ساعت 09:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
دو دوست [کلام ساده ولی پر معنا , ]
دو دوست از شهری به شهر دیگر سفر می كردند كه یكی از آنان در رودخانه افتاد. دیگری در آب پرید و او را از غرق شدن نجات داد. دوستی كه چیزی نمانده بود غرق شود, خدمتكارش را واداشت تا روی سنگی حك كند:
مسافر ! در این مكان «نجیب» زندگی اش را به خطر انداخت تا جان دوستش «موسی» را نجات دهد.
دو دوست به راه خود ادامه دادند. در راه بازگشت در كنار همان رودخانه نشستند و به گفت و گو مشغول شدند.
در حین صحبت میان آن دو اختلاف نظر منجر به بحث شد. حرفهایی رد و بدل شد دوستی كه در حال غرق شدن بود از منجی خود سیلی خورد. او بساط خود را برچید چوبی برداشت و با آن روی ماسه ها نوشت:
مسافر! در این مكان «نجیب» در خلال مشاجره ای پیش پا افتاده قلب دوستش «موسی» را شكست.
یكی از خدمتكاران موسی از او پرسید: چرا داستان دلیری دوستش را بر سنگ حك كرد اما داستان بی رحمی او را روی ماسه ها نوشت.
موسی جواب داد : من همیشه خاطره لحظه ای را كه دوستم نجیب مرا از خطر مرگ نجات داد گرامی می دارم اما در مورد لطمه ای كه به روح من وارد كرد امیدوارم حتی قبل از این كه این كلمات از روی ماسه ها محو شوند او را ببخشم
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 7 آذر 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[کلام ساده ولی پر معنا , ]
همه آدمیان تجلی عشق الهی هستند . پس من به جز عشق الهی ، با هیچ چیز دیگر نمی توانم روبرو شوم
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 7 آذر 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[کلام ساده ولی پر معنا , ]
به قدرت خدای درونم ، زندگیم می تواند به همان شگفتی و زیبایی باشد که می خواهم ! در معبد تنم روغن عشق می ریزم و به آن جامة تمجید و تحسین می پوشانم . دیگران را نیز نیکو می خوانم و به تاکید دربارة آنها می گویم : به قدرت خدای درونت ، زندگیت می تواند به همان شگفتی و زیبایی باشد که می خواهی ! و این را محض خاطر نیکی می گویم . و سپاس می گزارم که همة ما بزرگیم ، و عظمت ما از الوهیت است!
نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 6 آذر 1384 و ساعت 11:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[کلام ساده ولی پر معنا , ]
امتحان نهایی دین » دینداری نیست ! محبت است . در زندگی به پس که می نگرید می بینید لحظه های خطیر . لحظه هایی که به راستی زندگی کرده اید لحظه هایی هستند که با عشق و محبت دست به کاری زدهاید .
نوشته شده توسط هادی در جمعه 4 آذر 1384 و ساعت 08:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[عمومی , ]
این عکس که در پایین میبینید تصویر یک سرباز هستش که
با زدن دکمه های Ctrl+A به شکل دیگه ای در میاد.

عكس زیر را نگاه كنید و دكمه های Ctrl+A را بگیرید.
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 9 آبان 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
به اندازه فاصله زانو تا زمین [کلام ساده ولی پر معنا , ]
روزی دو مرد جوان نزد شیوانا آمدند و از او پرسیدند : فاصله بین دچار مشکل شدن تا راه حل یافتن برای آن مشکل چقدر است ؟ شیوانا اندکی تامل کرد و گفت : فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است !
آن دو مرد جوان گیج و آشفته از نزد شیوانا بیرون آمدند و در بیرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند .اولی گفت : من مطمئنم منظور استاد معرفت این بوده است که باید به جای روی زمین نشستن از جا برخاست و شخصا برای مشکل راه حلی پیدا کرد. با یک جا نشینی و زانوی غم در آغوش گرفتن هیچ مشکلی حل نمی شود.
دومی کمی فکر کرد و گفت : اما اندرزهای پیران معرفت معمولا بار معنایی عمیق تری دارند و به این راحتی قابل بیان نیستند .آن چه تو می گویی هزاران سال است که بر زبان همه جاری است و همه آن را می دانند .شیوانا منظور دیگری داشت.
آن دو تصمیم گرفتند نزد شیوانا بازگردند و از خود او معنای جمله اش را بپرسند.
شیوانا با دیدن مجدد دو جوان لبخندی زد و گفت : وقتی یک انسان دچار مشکل می شود. باید ابتدا خود را به نقطه صفر برساند.نقطه صفر وقتی است که انسان در مقابل کاینات و خالق هستی زانو می زندو از او مدد می جوید.بعد از این نقطه صفر است که فرد می تواند پا خیزد و با اعتماد به همراهی کاینات دست به عمل زند.بدون این اعتماد و توکل برای هیچ مشکلی راه حل پیدا نخواهد شد.باز هم می گویم فاصله بین مشکلی که یک انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بین زانو ی او و زمینی است که بر آن ایستاده است
نوشته شده توسط هادی در شنبه 7 آبان 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
به ارامی با زندگی همراه شو [چگونه مثبت بیندیشم , ]
اگر اسمان بالای سرت ابریست و تو در زیر باران هستی ٬
اگر به دنبال رنگین کمان می گردی اما رنگ ها درد رابرایت به ارمغان می اورند٬
اگردنیایت تغیری نمی کندوهیچ پایانی درنظرت وجودندارد٬
اگردر جست وجوی افتابی اما تنها شب را می بینی٬
اگر تمام اطرافیانت لبخند می زنند ولی تنها کاری که تو می توانی بکنی اخم کردن است٬
اگر از همه اینها وقتی زندگی تو را به پایین می کشد خسته شده ای٬
در ان هنگام از پشت قطرات اشکت به عجایب این زمین نگاه کن
٬به زیبایی یک گل که همچون مخملیست در دستت٬
هوای اطرافت و بوی خرمن علفهای تازه را استشمام کن٬
بچه های شاد در پارک٬بیگناهی بازی انها را ببین.
تصور کن همراه پروانه ای در هوا معلقی٬هنگامی که میان درختان به این سو و ان سو می پرد٬
زمزمه های دریا یا گرمای نسیم تابستانی را به یاد ار.
به طعم تکه شیرینی فکر کن هنگامی که روی زبانت اب می شود٬
یا نغمه پرندگان صبحگاهی هنگامی که با اوازشان به هر صبح سلام می کنند٬
به یاد ار سخنان زیبایی که در اغوش مادرت گفتی٬ نرمی نوازشش را احساس کن هنگامی که به ارامی بر صورتت بوسه می زند
٬خوبی های درونت را جستجو کن ٬ابرها را از اسمان زتدگیت دور کن.
به زیر پایت نگاه نکن٬سرت را بالا بگیر.
فکر نکن زندگی چه چیزهایی به تو بدهکار است ٬به چیزهایی بیندیش که تو باید به او بدهی.
فردا را فراموش کن ٬انگاه می توانی زندگی را شروع کنی.
بنابر این روزگاری را که در ان زندگی میکنی با هدایایی که می توانی ببخشی متبرک ساز.
به جریان زندگی بی اعتنایی مکن بلکه به ارامی با ان همراه شو.
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 05:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
روانشناسی عشق ورزیدن [مطالی درباره عشق و عاشق کردن دیگران , ]
برای انسان رسیدن به کمال بدون نوعی از عشق ورزیدن امکان پذیر نیست. بدین گونه هر کس در آرزوی عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. هر چند عده زیادی هستند که بطور کامل ناکام می گردند. امروزه عده ای هستند که می ترسند به نفوذ عشق دیگری سر فرود آورند زیرا تصور می کنند هویت شخص خود را از دست می دهند. عده ای دیگر در ناخود آگاه خود عاشق شدن را ممنوع می کنند چون نمی خواهند مورد خیانت واقع شوند. در این مواقع است که بعلت ناسازگاریهای ناخود آگاه در درون فرد عشق ورزی غیر ممکن می گردد و در مواقع است که روانکاوی یا دوباره سازی روانی تقریبا همیشه موثر است.
زنان و مردانی که در شهرهای بزرگ برای ادامه کارو یا ادامه تحصیل آمده اند هنگامیکه متوجه می گردند چقدر تنها هستند و اغلب در پارک ها قدم می زنند و به زوجهای دیگر خیره می گردند بدنبال موقعیت های مشابه ای هستند تا نیاز خود را برطرف کنند. اما چون درآمد بالایی ندارند تا دیگران را به بیرون دعوت کنند یا تصور می کنند زشت و بد قیافه هستند خود را در اختیار روسپی ها (خود فروشان جنسی) فرار می دهند تا بدین صورت آن جانشین عشق گردد. هر چند که در انتها درمی یابند که این موضوع فریبی بیش نبوده و نمی تواند نیاز ایشان را برطرف کند اما بخاطر ناچاری بارها و بارها به آن افدام می ورزند.
توهم در عشق
افراد زیادی هستند که بدلیل عدم تجربه و آموزش کافی همیشه آنچه را که فقط توهمی خیال پردازانه است به عنوان عشق واقعی تعبیر می کنند. البته این توهم ببیشتر پیده ای رایج در میان جوانان است. تنظیم ملاک ها منبی بر تفاوت و تفارق بین عشق راستین و دروعین کار محالی نیست البته نه برای فرد عاشق چون او خود درگیر است بلکه برای بوسیله سوم شخص ناظر. بنظر ویلیام اشتکل روان شناس برجسته توهم در عشق ناشی از رنجیدگی است.
هنر عسق ورزیدن
هنر عشق ورزیدن چیزی است که بایستی آموخته شود و شگفت آور نیست که پندار در عشق موجب شوربختی می گردد. نخستین شرط خوشبختی در عشق، عشق مطلوب و عاملی است که باعث گسترش شخصیت هر دو شریک می باشد. یکی از مشکلاتی که دراین رابطه در مورد خانم ها مطرح می گردد سرد مزاجی است. سرد مزاجی حالتی است با خصوصیات از قبیل اغلب عصبی، متلون، فتنه جو و بد مشرب. این حالت می تواند ریشه در علل و حوادث رخ داده در زندگی و یا کشمکش های روانی باشد. این موضوع می تواند در دراز مدت باعث جدایی زوجین گردد. متاسفانه چون اکثر مردان متوجه این موضوع نمی گردند نمی توانند به همسران خود دراین رابطه کمک نمایند.
ماهیت عشق
غریزه در انسان هرگز چیزی منخصرا بیولوژیکی نیست. همانطور که در میان ما انسانها خوردن تنها در خدمت بقای فرد نمی باشد. بهمین شکل غریزه جنسی در زندگی می باشد. انسان برای بدست آوردن دل می بایست از راه احساسی نزدیک شود چرا که بدون آن خوشنودی واقعی امکان پذیر نیست. همچنین باید گفت عشق حقیقی موثرترین و تعالی بخش ترین خلاق وجود انسانی است. به امید آنکه این مقدمه بتواند کمک حال آندسته گردد که هنوز در ابتدای راه هستند
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 05:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
نیازهای انسان [راه های کسب موفقیت , ]
هر انسانی در زندگی بر اساس نیازهایی انگیخته و تحریك می گردد كه عمده ترین آنها به منظور حفظ حیات صورت می پذیرند . انسانها باید نخست نیازهای بنیادین خود را ارضا و بر آورده كنند تا انگیزه برای تكامل به نیازهای والاتر در وجودشان شكل گرفته و به آنها علاقه مند گردند .
سلسله مراتب نیازهای انسان به قرار ذیل می باشد :
نیازهای زیستی و فیزیولوژیكی
نیاز به اكسیژن ، غذا ، آب ، سرپناه ، گرما ، روابط جنسی ، خواب و پوشاك .
نیازهای امنیتی
ایمنی در برابر عوامل طبیعی ( زلزله ، طوفان ) ، امنیت ( امنیت اجتماعی ، مالی ، شغلی و غیره ) ، نظم ، قانون ، محدودیت ها و ثبات .
نیازهای عشقی و تعلق پذیری
كار گروهی ، خانواده ، رابطه با دیگران ، غرور ، گریز از طرد شدگی ، عشق ورزی دیگران به فرد و بالعكس .
نیاز های تائیدی و احترامی
عزت نفس ، موفقیت ، مهارت ، استقلال ، سلطه گری ، اعتبار ، شهرت ، قدر و منزلت ، نفوذ و اعتماد به نفس .
نیازهای شناختی و معرفتی
علم ، دانش و مفهوم .
نیازهای زیبایی شناسی
ارزش نهادن و جستجوی زیبایی ، هماهنگی ، توازن و تقارن ، تناسب و نظم .
نیاز خود شكوفایی ( خود یابی )
پی بردن به استعدادهای نهانی و بالقوه ، تكامل فردی ، عدالت خواهی ، شناخت ماهیت خویشتن ، انگیزه برای دستیابی به اوج قابلیتهای خویش .
نیازهای متعالی
كمك به دیگران برای دست یابی به مرتبه ی خود شكوفایی ، نیازهای معنوی . برای مثال از فردی كه دارای امنتیت مالی در جامعه نمی باشد نمی توان انتظار رفتار مناسب اجتماعی داشت .
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 05:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
ویژگی های شخصیتی انسان خود شكوفا [کلام ساده ولی پر معنا , ]
1- حس تشخیص واقعیت ، آگاهی از شرایط موجود و واقعی ، واقع گرا ، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفكر شخصی و متعصبانه
2- طرز نگرش بر مشكلات به عنوان چالشها و شرایطی كه نیاز به راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شكوه گری و توجیهات فردی .
3- نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی .
4- متكی به قضاوتها و تجارب خویش ، مستقل ، عدم اتكا به فرهنگ و محیط پیرامون خود برای شكل گیری عقاید و دیدگاهها .
5- عدم تاثیر پذیری از فشارهای اجتماعی .
6-دموكراتیك ، منصف و بدون قائل شدن تبعیض ، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگها ، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها .
7- از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان ، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه .
8- پذیرش افراد همانگونه كه هستند و عدم تلاش برای تغییر دادن آنها .
9- در كنار دیگران راحت می باشد ، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران .
10- خود انگیخته و با اصالت می باشد ، با خویشتن صادق است ، همان گونه كه دوست دارد می باشد و نه آنگونه كه دیگران از وی می خواهند .
11- شوخ طبع بوده البته حسی كه متوجه خود و یا وضعیت بشریت می باشد نه دیگران .
12- تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه ی سطحی .
13- علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی .
14- خلاق ،مبتكر و اصیل .
15- به دنبال تجارب ناب و دست یابی به موفقیت هایی كه اثری ماندگار از خود به جای گذارد
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 05:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
خبر جالب و باور نکردنی [عمومی , ]
این دختر هلندی داشته موزیک گوش میکرده و مامانش که مسلمان هست داشته قرآن میخونده . مادرش بهش میگه صدای موزیک رو کم کن دختره عصبانی میشه و میره قرآن را از دست مامانش میگیره و پاره می کنه بعد شروع میکنه خود به خود آتش میگیره مامانش با پتو سعی میکنه آتیش را خاموش کنه ، بعد از خاموش کردنه آتیش دخترشو این شکلی میبینه این دختر الان توی یکی از بیمارستانهای هلند هست.(( البته درست بودن یا غلط بودن این خبر پای صاحب خبر و سایت مربوطه))
http://www.tutkufm.com/modules.php?name=News&file=article&sid=347
نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 26 مرداد 1384 و ساعت 11:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر